این که چگونه می خندی
چگونه نگاهت کنج می کاود
چگونه چشمانت نم می گیرد
چگونه از خواب خسته ات , تن میکنی
چگونه می روی, و می آیی…
تشنه ام می کند , خواب می خواهم
بی خوابم می کند , آب می خواهم .
Archive for فوریه, 2009
عشق
فوریه 26, 2009می شمارم
فوریه 25, 2009رودخونه
فوریه 22, 2009پنجره را باز میکنم
درخت با چشمهای کج و معوجش نگاهم میکند , چقدر دوست داشتنی.
پیمان با بازوهای ورزیده ی لختش مثل کشتی , نرم و آرام از کنارم رد میشه,
فیگورش شبیه عقابی قلدره , یا خروس های بزرگ و آرام.
نادیا عصر قرار شده بیاد میک آپ اش را بکنم بره خونه ی جاری اش,
لباسش را گفتم [...]
نم نم
فوریه 21, 2009چند شب پیش, مهمونی شلوغ.
دوباره دیر باز شدن یخ من و دیر پاشدن من.
تا نرقصیم که کسی کارمون نداره بس که خوشگلیم!
دعوت خانم دوست به وسط استیج, حلقه ی جمعیت.
خوب به حرکات هم واردیم و با قر یه نمایش وار رو میرقصیم…
چشمهای تو, درخشنده , خندون , انگار تازه میخوای باهام آشنا شی. آه…
تشویق ِ [...]
تذکر
فوریه 16, 2009“ممکن است فیلم یا این مطلب مناسب بازدید غیردگر-باشان نباشد”
به این عبارتها در بعضی از وبلاگها و سایتهای هم -جنسگرایان
ایرانی و (کمتر خارجی) بر میخوریم!
پرسش اینجاست که یک هم-جنسگرا چگونه میتواند در راه روشنگری
هم-جنس هراسی بکوشد ولی در وبلاگش از این هشدارها استفاده کند!
گویی که بیننده با خطر برق گرفتگی مواجه خواهد شد.
اگر منظور مطالب [...]
هنوز
فوریه 5, 2009آپارتمان تنهایی
زیبا , کوچک
سلیقه ی خودم , همه چیزش.
تو پیدا شدی, با آن همه زیبایی
یادت مانده ؟
من فقط دوستت داشتم…
کلید دار شدی
تو ولی عاشق , شعر نو بودی…
آپارتمان کوچک من آه…
سالها… دیر فهمیدم
این تقصیر ِ مشترک را چه کنیم؟
این اشتباه را که تو هنوز “لذتش” را میبری و من عذاب وجدانش را
چرا باورت نمیکنم که [...]
رهایی
فوریه 3, 2009هی
انگار هیشکی واسه من دعا نمیکنه
چرا کش میاد این روزای ِ بد
بچه ها…
چند چشم بسته , یکم تمرکز , انرژی…
لطفا