خیلی فراتر است
من دارم به گا می روم
و بقیه را به ’تف لیز کننده هم نمی گیرم
و این تنها برای به گا رفتن نیست
خیلی فراتر است، تا آنجا که جعبه سیاه ِ من هم هیچ ’گهی نمی تواند بخورد
کسی مرا نمی پاید
کسی مرا عاشقانه می گاید
من دارم به گا می روم
و
به خودم هم دیگر مربوط نیست.
پزشکی قانونی انگشت به کون می ماند: این مقعد ِ آش و لاش کار اوین هم نیست!
بگو کار ِ کیست،قول می دهیم همانطور که خواسته ای درمانت نکنیم؛ به گا بروی…
و تا به گای ِ عظما رفتن یک کیر مانده؛ دستم تخم های دکتر را می مالد…
و همه امیدم به این است که فقط من به گا رفته باشم.
ژوئیه 15, 2009 در 6:13 ب.ظ.
سلام
آخ …
ژوئیه 16, 2009 در 3:18 ق.ظ.
سلام دوست من
خیلی جالب بود
خیلی
یک نظر سنجی درباره رابطه پارتنری گذاشتم اگه دوست داشتی خوشحال میشم از نطرت آگاه بشم البته دوستان دیگه هم میخونن
مایل به تبادل لینک هم بودی بگو
[گل]
ژوئیه 16, 2009 در 5:26 ق.ظ.
خوب بودا!
ژوئیه 16, 2009 در 7:17 ق.ظ.
همممم چه خبر شده؟ کی میخواد به گـ ـا بره؟
ژوئیه 17, 2009 در 2:26 ب.ظ.
هاها خیلی جسورانه بود! آفرین به این شجاعتت!
ببین تو فکر کنم تو یه رابطه ی فوقالعاده به سر می بری.
ژوئیه 20, 2009 در 2:19 ق.ظ.
پس چرا این مسیر تا به آخر طی نمی شه و همیشه باز نیمه کاره به گا می روم؟
ژوئیه 22, 2009 در 5:34 ب.ظ.
saمن که یکی دو هفته ست حال درس حسابی ندارم بابت همین مقعدهای آش و لاش … شاید نظرم ربطی به پستت نداشته باشه
ژوئیه 23, 2009 در 3:35 ق.ظ.
wow…!
چه سرکش و عصیان گر!
همیشه شورشی ها را دوست داشتم
ژوئیه 23, 2009 در 3:56 ق.ظ.
البته این را هم بگویم که در زمینه ی بگا رفتن شکر خدا دولت خدمتگزار احتیاجات آحاد مردم مسلمان و غیر مسلمان را از گی و استریت راسا حل کرده است.
ژوئیه 23, 2009 در 4:02 ق.ظ.
[...] خانه ی شیشه ای: خیلی فراتر است لینک به منبع [...]