دستام

تو از دستام چه میدونی
از این دستای ِ گیج و منگ
نوازش می کنن من رو
اگه تن خسته مو دلتنگ

رو دیوارا جای ’مشتن
توو جیبام زخم ِ خشکیده ان
گاهی غمگین و یخ کرده
سلامی سرد و دزدیده ان

توو بارون یاد ِ تو هستن
که بی چتری و دلداده
رو شیشه می نویسن که
الان چشمای ِ تو خوابه

توو گریه چشمو می بندن
مث ِ قایم موشک بازی
به دنبالت نمی گردن
میخوان هر لحظه پیدا شی

کاوش نوشته‌های هم‌دسته: Uncategorized

3 دیدگاه در “دستام”

  1. جواد می‌گوید:

    عاااااااالییییییییییییی
    خیلی یه دست و خوب بود

  2. saanieh می‌گوید:

    سلام دوست قدیمی.خوب بود.منم باید بزنم تو خط شعر !

  3. سعید پارسا می‌گوید:

    خیلی خوب بود خیلی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.